X
تبلیغات
پــســــتـــــ های فیس بوکیــــ ــــ ـــ

پــســــتـــــ های فیس بوکیــــ ــــ ـــ

خنده دوای هردرد

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ پــســــتـــــ های فیس بوکیــــ ــــ ـــ خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.





دوستان عزیزی که تمایل به چت کردن بادوستاشون رو دارن روی بنر پایینی کلیک کنن وبیان پیشمون
یه محیط زیبا پرسرعت وپرازشکلکهای خوشکل بادوستای مهربون
روی بنر زیر کلیک کنین وبه جمع ما بپیوندید


برچسب‌ها: نیوا, نیواچت, چت روم نیواچت, نیواگپ, چت روم فارسی

[ دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ] [ 18:10 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]




سلام عزیزم ممنون که به وبم اومدی


امیدوارم از وبم خوشت بیاد


اگه وبم چیزی کم داره ممنون میشم بگی


نظریادتون نره

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این آدرس اون یکی وب خودمه تو لینک هام هم هست تازه ساختمش مطلباش قشنگه حتماسربزنید و نظر بذارید.اسمش هم عاشقانه های پاییزی

http://tanhaiinazanin.blogfa.com/



[ پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 ] [ 12:14 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]


خوابــگاه دختران (شـب امتحان)

 

سکـانس اول: (دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد)

 

شبنم:ِ وا!… خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!

 

لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)

 

شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟

 

لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)

 

شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم… گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟

 

لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم!

می فهـمی شبنم؟فقط 8 دور… (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

[ سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 ] [ 16:43 ] [ داداش محمد ]

[ ]

[ سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 ] [ 16:42 ] [ داداش محمد ]

[ ]


[ دوشنبه یکم اردیبهشت 1393 ] [ 22:23 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]


طرف نامه نوشته به رئیس جمهور

 که،این بار سومه که داری به دوس دخدر من عیدُ تبریک میگیــا

عیدم تموم شد دیگه

 پاتو از زندگی ما بکش بیرون

[ دوشنبه یکم اردیبهشت 1393 ] [ 22:20 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]


[ دوشنبه یکم اردیبهشت 1393 ] [ 22:18 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]


[ دوشنبه یکم اردیبهشت 1393 ] [ 22:13 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]


تجربه ثابت کرده، اگه بالای سر کتری وایستی آبش دیرتر جوش میاد ...

برید کنار، دورشو خلوت کنین بزارین کارشو بکنه :))

[ دوشنبه یکم اردیبهشت 1393 ] [ 21:31 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]


ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭘﺎ ﺷﺪﻡ ﺩﻳﺪﻡ ﻛﺴﻲ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﻴﺴﺖ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﻴﺒﻴﻨﻢ ﻛﻠﻲ

ﺻﺪﺍﻱ ﺟﻴﻎ ﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺳﻮﺕ ﻣﻴﺎﺩ !

ﻣﻴﮕﻢ: ﺑﺎﺑﺎ ! ﻛﺠﺎﻳﻲﻥ؟ ⊙_⊙

ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻲ :

ﻣﺎ ﺍﻭﻣﺪﻳﻢ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺯﻱ ﺗﻮ ﻣﮕﻪ ﺑﺎﻫﺎﻣﻮﻥ ﻧﻴﺴﺘﻲ؟


ﻣﻦ :|

[ دوشنبه یکم اردیبهشت 1393 ] [ 21:28 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]


به بعضی ها هم باید گفت :
ﻣﻦ ﺁﻧﺘﯽ ﻭﯾﺮوسمو به خاطر ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﮐﺎﺭﺍﻡ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩ 
ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩﻡ ؛ 
ﺗﻮ ﮐﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺭﯼ !

[ جمعه بیست و نهم فروردین 1393 ] [ 22:13 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]


[ جمعه بیست و نهم فروردین 1393 ] [ 2:13 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]


کُرکدیلا با اون هیکل خجاتت نمیکشن... تخم میزارن :|

[ پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 ] [ 20:40 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]


ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪٔ " ﺧُﺐ ﺣﺎﻻ ﺁﺧﺮﺵ ﮐﻪ ﭼﯽ؟ "

ﻣﻨﻮ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺍﺯ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﺍ ﻣﻨﺼﺮﻑ ﮐﺮﺩﻩ 

 

[ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 ] [ 22:56 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]

اولین فکری که با دیدن یه کارت دعوت عروسی به ذهنمون میرسه

دخترا : چی بپوشم؟

پسرا : شام چی میدن!


[ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 ] [ 0:17 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]

http://cloobiha.com

یه سر به اینجا بزنید :)

[ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ] [ 13:34 ] [ داداش محمد ]

[ ]

ﭘﻮز ﺩاﺩﻥ ﺟﺪﻳﺪ ﺯﻧﺎﻱ ﻓﺎﻣﻴﻞ :
اﺯ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻳﺎﺭاﻧﻪ
اﻧﺼﺮاﻑ ﺩاﺩﻳﻢ....

[ یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 ] [ 14:17 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]


منتظرم یکی گل بزنه پیرهنش رو بزنه بالا
رو زیرپوشش نوشته باشه من یارانه نمی گیرم.

[ یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 ] [ 14:16 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]


مهندسین نرم افزار صبور باشین ، اینم میگذره

فقط چند تا فرم ثبت نام یارانه فامیلا رو ثبت کنین

بعدا ازتون در پروژه های بزرگتر استفاده میشه !


[ یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 ] [ 13:35 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]


[ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ] [ 22:10 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]


شهاب حسینى :

داشتم به صدات گوش میدادم ؛

حواسم به حرفات نبود !


فیلم پرسه در مه

[ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ] [ 22:1 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]


بابام داشت با عصبانیت نصیحتم می کرد منم داشتم چایی میخوردم

یه دفعه گفت تو چیکاره ای ؟

منم با جدیت تمام چاییو بهش نشون دادم گفت : من یک کاپیتان هستم

هیچی دیگه 4 روزه به لطف مادرم تو راهرو میخوابم

[ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ] [ 21:58 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]


ﻣﺎﻫﯿﻢ ﻣُﺮﺩ !!! 

ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﻟﺴﺘﺮﻭ ﻧﻮﻥ ﭘﻨﯿﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻬﺶ ﺩﺍﺩﻡ؟!

بی لیاقت!

انقد بدم میاد ازش :|

[ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ] [ 21:57 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]


دو تا توصیه مهم برای زندگی سالم:

1.همیشه حقیقت رو هرچقدر هم که تلخ و خطرناکه با قدرت بگید

2.بلافاصله پس از گفتن فرار کنین !

[ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ] [ 21:53 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]



یه قانونی هست
که میگه :
.
.
.
همیشه یه آهنگ توی پِلی لیستت هست
که همیشه ازش رد میشی اما هیچ وقت پاکش نمی کنی!

[ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ] [ 21:19 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]


یه همسایه داریم یه بار سوار موتور شده بود تو خیابون داشت میرفت راهنما چپ زد ؛ پیچید سمت راست!
مام با ماشین زدیم بهش!
بهش مگم: آخه مرتیکه راهنما چپ میزنی چرا می پیچی راست؟
میگه: عوضی من راهنما چپ میزنم؛ تو نمی دونی سی ساله خونۀ ما سمت راسته! :|

[ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ] [ 21:18 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]

یه معلم داشتیم تو کلاس میگفت شغل ما، شغل انبیاست.

منم اومدم خود شیرینی کنم.

گفتم انبیا که همشون چوپانی میکردن.

نه گذاشت، نه برداشت گفت منم دارم همین کارو میکنم دیگه گوسفند!

خدا حفظش کنه زیادی رک بود...

[ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ] [ 21:16 ] [ نازنـیـــــــــــــن ]

[ ]


مقایسه دخترها و پسرها در استفاده از عابر بانک

پسرها:
۱- با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک.
۲- کارت رو داخل دستگاه میذارن.
۳- کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن.
۴- پول و کارت رو میگیرن و میرن.


دخترها:
۱- با ماشین میرن دم بانک.
۲- در آینه آرایششون رو چک میکنن.
۳- به خودشون عطر میزنن.
۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن.
۵- در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن.
۶- در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن.
۷- بلاخره ماشین رو پارک میکنن.
۸- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن.
۹- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه.
۱۰- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون.
۱۱- دنبال کارت عابربانکشون میگردن.
۱۲- کارت رو وارد دستگاه میکنن.
۱۳- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن.
۱۴- کد رمز رو وارد میکنن.
۱۵- ۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن.
۱۶- کنسل میکنن.
۱۷- دوباره کد رمز رو میزنن.
۱۸- کنسل میکنن.
۱۹- دوستشون رو صدا میزنن که کد صحیح رو براشون وارد کنه.
۲۰- مبلغ درخواستی رو میزنن.
۲۱- دستگاه ارور (خطا) میده.
۲۲- مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن.
۲۳- دستگاه ارور (خطا) میده.
۲۴- بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن.
۲۵- انگشتاشون رو برای شانس رو هم میذارن.
۲۶- پول رو میگیرن.
۲۷- برمیگردن به ماشین.
۲۸- آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن.
۲۹- توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن.
۳۰- استارت میزنن.
۳۱- پنجاه متر میرن جلو.
۳۲- ماشین رو نگه میدارن.
۳۳- دوباره برمیگردن جلوی بانک.
۳۴- از ماشین پیاده میشن.
۳۵- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم)
۳۶- سوار ماشین میشن.
۳۷- کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده.
۳۸- آرایششون رو توی آینه چک میکنن.
۳۹- احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن.
۴۰- مندازن توی خیابون اشتباه.
۴۱- برمیگردن.
۴۲- میندازن توی خیابون درست.
۴۳- پنج کیلومتر میرن جلو.
۴۴- ترمز دستی رو آزاد میکنن. (میگم چرا انقدر یواش میره)

[ شنبه نهم فروردین 1393 ] [ 16:19 ] [ داداش محمد ]

[ ]

مورد داشتیم با کناری ما کنار نمی اومده، میخواست کنار بکشه ولی الان با کناریمون ریختن رو هم واسه تخریب ما…

[ شنبه نهم فروردین 1393 ] [ 16:15 ] [ داداش محمد ]

[ ]

دختره PM ﺩﺍﺩﻩ :ﮐﺠﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ؟

ﮔﻔﺘﻢ:ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ

ﮔﻔﺖ:ﺧﻮﻧﺘﻮﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ ؟

ﮔﻔﺘﻢ: ﺑﻐﻞ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ

ﮔﻔﺖ:ﺧﻮﻧﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﺘﻮﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ ؟

ﮔﻔﺘﻢ:ﺑﮕﻢ ﺑﺂﻭﺭﺕ ﻧﻤﯿﺸﻪ

ﮔﻔﺖ: ﺗﻮﺭﻭﺧﺪﺍ ﺑﮕﻮ ؟؟

ﮔﻔﺘﻢ:ﮐﻨﺂﺭ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ

ﻫﯿﺠﯽﺩﯾﮕﻪ ﺑﻠﻮﮐﻢ ﮐﺮﺩ !

ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻋﺼﺎﺍﺏ ﻧﺪﺍﺭﻥ :|

[ شنبه نهم فروردین 1393 ] [ 16:14 ] [ داداش محمد ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،